السيد محمد حسين الطهراني
59
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)
و رجوع و تعدّد زوجات و انتساب فرزندان به آنها و اينكه محاسن و عمامه ويژه آنهاست ، را ذكر كردهاند . ( وَ بِما أَنْفَقُوا ) يعنى به سبب آنچه كه مردان در ازدواج با زنان از مهر و نفقه به آنها از مال خود مىپردازند . و سپس قضيّه سعد بن ربيع و همسرش و شأن نزول آيه را ذكر مىكند و مىگويد پس از نزول اين آيه قصاص ( از شوهر ) برداشته شد ، سپس مىگويد : و در اينجا بين علماء اختلاف است ، گفته شده : بين مرد و زن ( زوج و زوجه ) هيچ قصاصى در كمتر از قتل نفس نيست اگرچه جراحتى بر او ( زن ) وارد كند ، لكن عقل آن را واجب مىشمارد و ديه هست خ و گفته شده : در مورد جرح و قتل قصاص هست ولى در مورد سيلى زدن و مثل آن نه . ( قانِتاتٌ ) زنان مطيع و فرمانبر كه حقوق شوهر را بر پا ميدارند . ( حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ ) غيب خلاف حضور است يعنى در غيبت و عدم حضور شوهران آنچه را حفظ آن واجب است محفوظ نگه ميدارند ، اعم از ناموس و خانهها و اموال شوهر . « 1 » تفسير « دُرّ المنثور » سيوطى و در تفسير « دُرّ المنثور » سيوطى در ذيل آيه شريفه : « وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ
--> ( 1 ) « كشّاف » چاپ اوّل در مصر شرقى ، جلد اوّل ص 204 و 205